به گزارش خبرگزاری حوزه، مسئلهی فرزندآوری، نه یک انتخابِ صرفاً اقتصادی، بلکه محکِ عیارِ توحیدِ ماست؛ آزمونی برای سنجش میزانِ باورِ قلبی به رزاقیت و ربوبیت الهی. غفلت از این حقیقت که «خداوند روزیدهنده است»، ریشهی بسیاری از انحرافاتِ امروز، از تکفرزندیِ مصلحتی تا گناهانِ کبیرهای چون سقط جنین شده است. حجتالاسلاموالمسلمین رضا محمدی شاهرودی به این چالش بنیادین داده پاسخ گفته است که در ادامه میخوانید.
در نگاه اول، شاید تصور کنیم که تصمیم برای تعداد فرزندان، یک انتخاب کاملاً اقتصادی و زمینی است. میگوییم: «با این وضعیت گرانی و بیکاری، چطور میشود دو یا سه بچه داشت؟ مگر نان آنها را از کجا بیاوریم؟»
اما غافل از اینکه این طرز فکر، ریشه در یک باور نادرست دارد؛ اینکه ما خود را روزیدهنده میپنداریم. در حالی که حقیقت این است که روزیرسان تنها خداست و ما فقط وسیلهای در دستان او هستیم. وقتی نقش خود را فراموش میکنیم و خود را جای خدا مینشانیم، در حقیقت به ربوبیت او بیاعتقاد شدهایم.

از سوی دیگر، تک فرزندی، هرچند ممکن است در ظاهر به صرفهتر به نظر برسد، اما محرومیتها و خلأهای عاطفی و تربیتی جبرانناپذیری برای کودک به همراه دارد. بسیاری از این کمبودها را نمیتوان با اسباببازی یا امکانات مادی پر کرد. چرا که مسائل تربیتی و اعتقادی، فراتر از ابزارهای مادی اند.
باور داشته باشیم که در مسیر تربیت، ما مربی حقیقی نیستیم؛ بلکه خداوند، «رب» و پروردگار حقیقی است. جالب است بدانید که واژه «رب» پربسامدترین کلمه در قرآن است و حتی به پیامبر اکرم(ص) خطاب میشود که: «تو نمیتانی هر که را دوست داری، هدایت کنی؛ این خداست که هر که را بخواهد هدایت میکند.»
پس ما چه جایگاه و نقشی داریم که بگوییم «من میتوانم تربیت کنم» یا «من نمیتوانم»؟ این خداست که هم روزیدهنده است و هم هدایتگر و تربیتکنندهٔ حقیقی. ما فقط باید مسیر را هموار کنیم و به او توکل نماییم.
دقیقاً. پدر و مادر نقش بیبدیلی در تربیت دارند؛ در آموزش، در محبت، در الگو بودن. اما نباید فراموش کنیم که تأثیر نهایی، همیشه دست خداست. ما میکاریم، آب میدهیم، اما رشد و باروری با اوست. این همان نقطهای است که ما دچار اشتباه میشویم؛ خیال میکنیم همهچیز به دست خودمان است، درحالیکه فقط وسیلهای بیش نیستیم.
ریشهٔ بسیاری از نگرانیها و حتی تصمیمهای اشتباه، به همین شناخت ناقص از خدا و نظام آفرینش برمیگردد. باید قرآن و روایات را از نو بخوانیم و باور کنیم که هر آنچه در آنها آمده، نهتنها درست، که دقیقترین نسخه برای سعادت ماست.
حالا در این میان، یک فاجعهی بزرگتر هم رخ میدهد: تهدید نسلها با گناهان کبیره. سقط جنین، که متأسفانه گاهی ساده گرفته میشود، در حقیقت قتل نفس است. بهویژه از چهار ماهگی که روح در کالبد کودک دمیده میشود، او یک انسان کامل است. انسانی که حق حیات دارد، جان دارد، و روز قیامت زنده محشور میشود تا از قاتل خود دادخواهی کند.
این گناه، آنقدر سنگین است که در روایات، ماندگاری در جهنم و عذاب ابدی برای آن وعده داده شده است. کسی که خیال میکند این جنین «چیزی» نبوده، سخت در اشتباه است. خداوند این انسان بیگناه را میبیند، و خون او هدر نخواهد رفت.
پس راه چاره، برگشت به خداست. باید نظام آفرینش را بشناسیم، ارزش هر نفس را درک کنیم و بدانیم که هیچکس، نه ما و نه فرزندانمان، بدون حساب و کتاب از این جهان نمیرویم. توکل بر خدا، شناخت درست از او، و ترس از روزی که همهی اعمال، حتی کوچکترینشان، دیده میشود، میتواند ما را از این لغزشها نجات دهد.










نظر شما